سیزده به در
روز 12 فروردین به همراه بابا جونت یه سفر یک روزه به همدان داشتیم که خیلی خوش گذشت و قرار بود از یه جاده زیبا بریم خونه مادر جون که متاسفانه جاده بسته بود و نشد. روز سیزده به در هم همراه مادر جون و پدر جون و خاله معصومه و عمواینای مامانی رفتیم بیرون , همه چیز خوب بود ولی مامان یکم زیاد بالا و پایین پرید وهمین باعث نگرانیم شد, چون تا اخر شب زیر شکمم درد داشت و حالم خوب نبود. راستی زن عمو برای من و عروسش دعا کرد که 2تا دسته گل سیزده به در سال بعد کنارمون باشن, البته از بارداری من فعلاً خبر ندارن. ...
نویسنده :
ریحانه
19:12


