بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

سیزده به در

روز 12 فروردین به همراه بابا جونت یه سفر یک روزه به همدان داشتیم که خیلی خوش گذشت و قرار بود از یه جاده زیبا بریم خونه مادر جون که متاسفانه جاده بسته بود و نشد. روز سیزده به در هم همراه مادر جون و پدر جون و خاله معصومه و عمواینای مامانی رفتیم بیرون , همه چیز خوب بود ولی مامان یکم زیاد بالا و پایین پرید وهمین باعث نگرانیم شد, چون تا اخر شب زیر شکمم درد داشت و حالم خوب نبود. راستی زن عمو برای من و عروسش دعا کرد که 2تا دسته گل سیزده به در سال بعد کنارمون باشن, البته از بارداری من فعلاً خبر ندارن.    ...
14 فروردين 1394

افتتاح وبلاگ

به نام خدا خدارو شکر می کنم به خاطر لطف بزرگی که به من و بابات کرد تا تو رو داشته باشیم. چند ماه می شد که تلاش می کردیم برای داشتنت ولی ماه قبل بالاخره لطف خدا شامل ما هم شد.(تاریخ دقیق 14/11/93) فعلا که  جز حالت تهوع هیچ حس خاصی که حضورتو درک کنم ندارم. بابا هم خیلی بیشتر از قبل هوای منو داره,  خدا تنشو سالم نگه داره و در کارهاش موفقش کنه. می گن همه رفتارها و کارهایی که من انجام می دم روی تو هم تاثیر داره برای همین خیلی نگرانم امیدوارم کاری نکنم که خودم و تو پشیمون بشیم. دوست دارم آدم پاک و خوبی باشی. دوست دارم نی نی عزیزم. از این دنیا یه بوسه  سفارشی به دنیای تو میفرستم.     ...
9 فروردين 1394